تبلیغات
برای علی ضیا نیمروی نیمروزیها - مصاحبه با علی ضیا توسط مجله خانه ارمانی
علی ضیا سرور مجریان تلویزیون

مصاحبه با علی ضیا توسط مجله خانه ارمانی

1390/09/9 17:41

نویسنده : شکوفه
سلام مطمئنا تاحالا همه فهمیدن که اقای ضیا با مجله خانه ارمانی یه گفت و گویی انجام داده ما هم براتون اونو گذاشتیم (از طرف منو نسرین باهم)تا ازش استفاده لازم رو ببرین (به غیر از تیکه هایی که راجع به نیمروز بود) اونایی که میخوان بخونن برن ادامه مطلب راسی ایشون با یه مجله دیگه هم مصاحبه انجام دادن که در اینده به وب اضافه میشه تا یادم نرفته از دوست خوبمون شکیبا جون هم تشکر میکنم مجله خانه ارمانی کمیاب شده بود و ما از شکیبا گرفتیم
یاعلی
پارتی ما بچه سیدها جدمان است
در 19 سالگی به تهران امدم و تست گویندگی دادم و قبول شدم به خواست خداوند گوینده رادیو شدم در تهران با خواهرم زندگی میکنم هیچ پارتی نداشتم و تنها پارتی ام جدم بود پس از گویندگی وقتی با اقای علی زاهدی اشنا شدم ایشان از صدا و چهره من خوششان امد با من تماس گرفتند و گفتند برای تلویزیون باید تست بدهم که خدا رو شکر قلوا شدم و اولین برنامه ای که در تلویزیون اجرا کردم گزینه جوان بود.
لالایی شبانه ام حافظ بود
یادم میاید روزهای اخر که میخواستم از دانشگاه فارغ التحصیل شوم استادم میگفت تو به جای 4 سال 40 سال درس خواندی چون مرا در دانشگاه زیاد میدیدند و همیشه انجمن و همایش ها را رگزار میکردم به بزرگداشت مولانا میرفتم و شب شعر میگذاشتم من دریک خانواده کاملا فرهنگی بزرگ شدم و حتی در کودکی با اشعار حافظ که مادرم برایم میخواند میخوابیدم
اجراهای قبلی دلپذیر بوده است
به عقیده من اجراها در زمان های قبل خیلی دلپذیر بود و طبق روال همان زمان پیش میرفت . ان زمان بیننده دوست داشت که مجری و گوینده اخبار را خیلی مرتب و رسمی بگوید اما امروز روند و نوع نگاه مردم فرق کرده است و مجری ها هم تغیر کرده اند مهم این است که طبق زمانه پیش روی و با روند و سلیقه مردم همگون باشی . الان اجراهای فوق العاده خوبی داریم کسانی که اجرا را در ایران عوض کردند افرادی چون احسان علیخانی و فرزاد حسنی هستند که واقعا اجراهایشان متفاوت است قبلا مجریان مینشستند و گفت و گویی صریح انجام میدادند و مجر حرکتی نداشت اما الان به عنوان مثال من در نیمروز سوالاتی صریح اما نکته دار میپرسم در کنارش بلند میشم راه میروم فوتبال بازی میکنم و.....
بین جسارت و بی ادبی مرز باریکی است
هنر مجری این است که جسور باشد ولی بین جسارت و بی ادبی مرز باریکی است و در بعضی مواقع پارا فراتر از این خط ها میگذاریم و بی ادب میشویم قطعا مجری باید در لحظه حرف هایی را بزند که هیچکس جرات بیان ش راهم ندارد ولی خدای ناکرده بی ادبی هم نکند ما باید ببینیم مهمان خود را برای چه اورده ایم انها را ضایع کنیم یا دوستانه گپ و گفت و گویی داشته باشیم پس در برخورد با مهمان باید خیلی محتاط باشیم
انرژی من خیلی زیاد است
من فکر میکنم تنها چیزی که یک مجری را مانگار میکند اطلاعات اوست و این که همیشه اطلاعاتش به روز باشد من درکل ادم پرانرژی هستم و بزنم به شیشه(باخنده) فعالیتم زیاد است همیشه در اجراهایم سرحال و قبراقم شب ها یک ساعت میدوم و صبح ها ساعت 8 صبح بیدار میشوم تا برای اجرا که 12ظهر است اماده باشم همیشه یک ساعت قبل در استودیو هستم
سال ها طول میکشد تاخودم را بشناسم
اگر گاهی برخی افراد از دست من ناراحت میشوند من قصد ناراحت کردن انها را ندارم برای من حتی ادم هایی که دوستم ندارند هم مهم هستند در کل بخواهم خودم را توصیف کنم ادمی هستم که شما 20%شیطنت در من میبینید80%ارامش . انسان فوق العاده مهربان و احساساتی هستم و خیلی باید به من فشار بیاید تا عصبانی شوم اگر هم عصبانی شدم سعی میکنم خودم را با خواندن قران ارام کنماز نظر قیافه خیلی شبیه پدرم هستم
صدا چهره و تیپ قطعا تاثیر گذار است
در اجرا استعداد امری بسیار مهم است قطعا یک گوینده باید تکنیک یاد بگیرد وقتی پشت میکروفون صحبت میکند شنونده10دقیقه اول را لذت میبرد ولی در دقایق بعد باید هنر خود را نشان دهی چون مردم اگاهند و میفهمند
چه شنونده و چه بیننده میداندکه داری بازی میکنی یا حرف هایت از دل است صدا و چهره در جلب بیننده تاثیر دارد . این که خوش تصویر باشی مخاطبین دوست دارند . در رادیو وقتی تست میدهی اول تست لحن و سپس تست سواد میگیرند و اگر این مراحل را بگذرانی میتوانی گوینده شوی د تلویزیون هم اگر خوش تصویر نباشی نمیتوانی وارد شوی صدای خوب بیان خوب و هنر اجرا اساس گویندگی و مجریگری تلویزیون است
همیشه شروع کردن سخت است
در رادیو سوتی دادم روز اول روز پر استرسی بود از اظطراب داشتم می مردم سکوت استودیو ارامش ان مرا گرفته بود من باید میگفتم ساعت22اینجا تهران است صدای جمهوری اسلامی ایران اما گفتم ساعت 10 اینجا جوان برو ......(باخنده) ولی الان سکوت استودیو به من ارامش میدهد و از آن لذت میبرم
حرف اخر
همه جوانان با پدرانشان اسطکاک هایی دارند همه جوانان میخواهند بگویند ما مرد شده ایم اما پدران میگویند نه شما بچه اید ولی الان که روز به روز سنم بالاتر میرود فهمیده ام که حق با پدرم بوده است . من هرچه دارم از پدر و مادرم است و انسان هرچه بخواهد با دعای  مادر  براورده میشود از خوانندگان خوب مجله تشکر میکنم که مجله مرا میخوانند همه مردم لطف دارند ادم هایی که خوبند همه را خوب میبینند ولی خیلی خوب است که بد را خوب دید دوست دارم در اینجا از اقایان زاهدی تهیه کننده برنامه نیمروز و اقایان دارابی پورمحمدی و حامد جواد زاده و بقیه دوستان تشکر کنم که  این ریسک بزرگ را کردند و اجازه دادند جوانی که تجربه ندارد برنامه زنده اجرا کند از خواهر و داماد عزیزمان اقای علیرضا عصار هم تشکر میکنم و همچنین از شما دست اندر کاران مجله ارمانی ممنونم(اینو یادش رفته بود من اضافه میکنم : همچنین از شکوفه عزیز که دستش قلم شد تا اینا رو تایپ کرد هم کمال تشکر را دارم و همچنین نسرین که اینجا نقش پیک رو به خوبی عمل کرد و مجله رو از شکیبا به من رسوند
)



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



نمایش نظرات 1 تا 30